|
اینجا براتون خلاصه سریال ققنوس رو گذاشتم:
خلاصه داستان : این داستان در مورد زوج جوانی است که در لحظه نامناسبی از زندگیشان، عاشق هم می شوند. پس از گذشت سالها، آنها دوباره در شرایطی متفاوت، همدیگر را ملاقات می کنند.
او یک دختر میلیونر بوده که در حال حاضر، یک پیش خدمت (خدمتکار) است و از بی رحمی ها و خشونت های واقعی زندگی رنج می برد. آنطرف داستان، پسر یتیمی است که خودش گلیم خودش را از آب بیرون آورده و با پشتکار و کار سخت حالا یک تاجر ماهر شده است. امروز، آن دختر کوچک یک زن بالغ شده است و آن مرد با وجود تمام مسائل درونی اش یاد گرفته از زندگی لذت ببرد...بالاخره ، به تدریج یکدیگر را درک می کنند و می آموزند که چیزی را که سالها به دنبال آن بوده اند، همیشه وجود داشته و "در لحظه مناسب" آشکار (ظاهر)
می شود.
جانگ سی هیون : یتیمی که همزمان با درس خواندن، به صورت پاره وقت در یک پمپ بنزین کار
می کند. او یک نابغه است و از بورسیه استفاده می کند. در یک آن، دختری وارد زندگیش می شود، دختری با خانواده و شخصیتی کاملا متفاوت از او... او سعی می کند دختر را از خود دورکند، اما بی فایده است. بالاخره با هم ازدواج می کنند ولی دختر، همسرش را ترک می کند. حالا پس از 10 سال، سی هون، یک تاجر تمام و کمال شده است.
لی جی هیون: پدرش مدیرعامل موفق یک گروه نساجی است و مادرش زن مغروری است که فقط به خودش و زندگی مجللش فکر می کند. جی هیون عاشق سی هون می شود و با وجود اینکه والدینش مخالف ازدواج او با یک یتیم هستند، برای نگهداشتن او هر کاری می کند. او حامله می شود و زندگی مجلل و مرفه اش را ترک می کند تا در کنار معشوقش باشد. اما بعد از سقط بچه اش، در مورد انتخابش تردید می کند و سی هون را ترک می کند. بعد از 10 سال بدبختی و فلاکت، از دست دادن پدرش در یک تصادف و از دست دادن ثروتش، حالا جی هیون 32 ساله مطلقه، دیگر کاملا شخصیتی متفاوت است.
سو، جونگ مین:او به "سلطان افسونگر (جذاب)" معروف است. به نظر می رسد همه چیز دارد: پول، قیافه، تربیت بی عیب و نقص. و در همه ورزش هایی که انجام می هد بسیار با استعداد است. او مرد "کامل" است. اما حتی او هم بدبیاری و بدبدختی دارد...برادر دوقلویش را از دست داده است. او در حادثه ای که برای برادرش اتفاق افتاده احساس گناه می کند و خود را مقصر می داند. روزی او هم با جی هیون آشنا می شود...
یون - می ران:دختر یک بنگاه دار ثروتمند. او در محیطی مرفه و بی درد بزرگ می شود. در جشن یاری (کمک) به فقرا در کریسمس با سی هون آشنا می شود (بدون اینکه بداند سی هون قبلا شوهر دوست صمیمی اش جی هیون بوده است). تمام سعی خود را
می کند که قلب سی هون را تسخیر کند، اما بیهوده است. بنابراین، یک تصادف مصلحتی ترتیب می دهد تا کاری کند وضعیتش روی صندلی چرخدار، دلسوزی و ترحم سی هون برانگیزد. وقتی یون می ران می فهمد که همسر قبلی سی هون چه کیست؟ اوضاع خیلی پیچیده تر می شود و یون می ران سعی می کند ناامیدانه به او بچسبد و در مورد راه رفتنش به سی هون دروغ می گوید.
|